Tuesday, July 25, 2006

فریادی در گلویم مانده است
می خواهم بی وقفه فریاد بزنم
متاسفم که حتی نمیتونم فریاد بزنم
......ولی نه
.......من سعیم را خواهم کرد صدایم را بزودی خواهی شنید
من نمیدانم چرا روزی که برای اولین بار حرف زدم آن هم خیلی مبهم
.....همه برایم دست زدن ولی امروز که با تمام وجودم, شعورم فریاد می زنم میگویند خقه شو

0 Comments:

Post a Comment

<< Home