kermshabtab
About Me
Name:
kermshabtab
View my complete profile
قله هاي بلندت را در نورديدم و انگاه دريافتم که قان...
کدامین نیرو تورا بر آن میدارد که اینچنین به مبارزه...
انسان بودن چه سخت است و بیشتر از آن انسان ماندن گا...
سفیدنمیدانم چرا به هیچ چیز جدیدا فکر نمی کنمنمیدان...
هرگاه آرامشی می آید میترسم میدانی؟
چمن زار های بی پایانچرخش مرغابیان سپیدرقص نیزارهاح...
چه میگویی تو می دانی؟
می بندم میدانم میروم میدانمحس میکنم روزی از سرزمین...
بعضی وقتها فکرمیکنم آدما در مورد هم چی فکر میکننه...
می دانی زندگی تکرار استاین را تازه فهمیدم
Friday, December 08, 2006
امواج درياها را مي ماند زندگي
سيلي از آن دست توفاني که تمام مردمانم را با خود ميبرد
و تو را نيز هم
آسمان ابري را ميماني که گويي هيچ گاه خورشيدي در آن طلوع نکرده است
نميدانم
آيا مي توانم بادي باشم توفاني برايت؟؟
posted by kermshabtab |
10:27 PM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home
0 Comments:
Post a Comment
<< Home