kermshabtab

Saturday, September 16, 2006

انسان بودن چه سخت است و بیشتر از آن انسان ماندن گاهی فکر میکنم که چی چیز در این دنیای بی پایان مرا اینچنین به جلو میراند هدفهایم را گم کرده ام و برای بدست اوردن ارامش از مسیر زندگیم خارج شده ام آرامش مهمتر است یا اعتقادتم؟؟
به دنبال آرامشی , بدستش می آوری توی دستانت میگیری ولی هنوز ناارامی براستی چیست این انسان چه میخواهد از خود من سالها بدنبالش بودم ولی الان که بدستش آوردم میترسم شک دارم نمی دانم بهای سنگینی را بابتش می پردازم براستی ارزشش را دارد؟
زندگی سراسر تجربه است و من در تمام سالهایی که گذشت هر آنچه که می خواستم تجربه نمودم ولی اینک دیگر توانم را از دست داده ام در این شهر بزرگ در این دنیای پر تزویر ایا می نوان کسی را پیدا نمود که از تو باشد خود باشد
نمیدانم تنها امیدوارم بهای گذافی را که برای ارامش داده ام درست باشد
ولی این را بدان زندگی همچنان می بویمت می بوسمت

Wednesday, September 13, 2006

سفید
نمیدانم چرا به هیچ چیز جدیدا فکر نمی کنم
نمیدانم چرا سطحی نگر شدم
میترسم
!!!!!یعنی به آخر خط رسیده ام

Sunday, September 10, 2006

هرگاه آرامشی می آید
میترسم
میدانی؟

چمن زار های بی پایان
چرخش مرغابیان سپید
رقص نیزارها
حرکت ابرها
بوی خوش جویبار
نسیم سحرگاهان
خورشید
تداوم حیات
اری
تداوم حیات
زندگی در جریان است
دوستت دارم
با تمام فرازونشیبهایم
فرازونشیبهایت
میبویمت
میبوسمت
میخواهمت
میخواهمت

Wednesday, September 06, 2006

چه میگویی تو می دانی؟

Tuesday, September 05, 2006

می بندم میدانم
میروم میدانم
حس میکنم
روزی از سرزمین سیاهتان خواهم رفت
با کوله باری از نفرت, سیاهی, بی اعتمادی

Saturday, September 02, 2006

بعضی وقتها فکرمیکنم آدما در مورد هم چی فکر میکنن
همدیگرو چی فرض میکنن
توی دنیای کوچکی که زندگی میکنن خودشون با کاراشون کوچکترش میکنن
دنیای سراسر بازی
منم حالا دیگه عاشق این بازی شدم
بازیم خیلی وقته شروع شده ؟

می دانی زندگی تکرار است
این را تازه فهمیدم