kermshabtab

Wednesday, March 07, 2007

ميتازي زندگي بر زندگيم با تمام وجود
باکي نيست خيالي نيست
تاکنون تاخته اي هچنان بتاز
من نيز بنظاره مينشينمت تا انتهاي راه
تنها بنظاره مينشينم اينک
...تنها

همچنان به دنبالت روانم
تنها
خسته
شکسته
سرگردان
نمي يابمت
شبحي را ماني در انتهاي روحم
جسمم
وجودم
گم شده ام در خود ,در انديشه هايم ,افکارم ,احساسم
عهدم را شکستم
خود را فروختم به ظاهري از عشق و صداقت
خود را فروختم دگر بار به تو
زندگي رهايم کن